بیتابیتا، تا این لحظه: 13 سال و 10 ماه و 18 روز سن داره

بیتای زندگی مامانی و بابایی

14 ماهگی بیتاجونممم

عشق مامانی 23 بهمن شما 14 ماهو تموم کردی و وارد 15 مین ماه زندگیت شدی.... نمیدونم چرا پستی که واسه 14 ماهگیت نوشته بودم پریده.ولی اشکالی نداره الان نوشتم. عاشقتم وروجککککککککک ...
27 بهمن 1392

ولن تاین

هستی زندگیم امروز روز عشاقه. ..روز من و شما و بابایی.من عاشقانه دوستون دارم و نفس ام به نفس شما بنده.خدارو شاکرم شما و بابایی کنارم هستین و آرزو میکنم همیشه سالم و تندرست باشین. من خیلی دوستون دارممممممممممممممم مامانی با ابتکار خودش تم ولن تاین درست کرده خیلی جالب نشده ولی خب مفهومو رسونده متاسفانه شما خواب بودی و با تم عکس نداری عزیزم ولی عکس تمو میزارم تا ببینی چه مامان هنرمندی داری                              عاشقتونم           ...
25 بهمن 1392

کادوی تولد بیتا با تاخیر

عروسک ملوس من بابابزرگ و مامانی بخاطر اینکه سرشون گرم مراسمای امیر بودن کادوی تولد شمارو با تاخیر دادن یه ماشین خوشگل واسه بیتای خوشگل مامانجون و باباجون(مامان و بابای بابایی)دو تا النگوی خوشگل هدیه دادن و مامانی و بابابزرگ(مامان و بابای من)یه ماشین شارژی خوشگل.دست همه شون درد نکنه.بیا از همین جا بهشون بگیم که خیلی دوسشون داریم و ایشالله سایه شون همیشه بالای سرمون باشه ...
19 بهمن 1392

مسافرت تهران

جوجوی مامانی 16 بهمن 1392 برای مراسم چهلم امیر من و مامانی و دایی سعید و شما رفتیم تهران.روزهای خوبی نداشتیم.همش درد و غصه.شکسته شدن خاله مهربونم.....2 روز تهران بودیم و دلخوشی اون روزهای ما بازم شما بودی.میدونی عزیزم دلم خیلی برای امیر تنگ شده و همه لحظه هام با یادش میگذره.لحظه ای یادم نمیره.آخه چرا باید امیر میرفت؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ به هر حال مامانی به شما که خیلی خوش گذشت و از اونجایی که عاشق پیشی هستی و کلا به هر حیوونی میگی پیشی با سگ ساناز کلی حال کردی و همش میخندیدی.الهی من قربونت بشم مامانی.همیشه بهترینهارو برات آرزو میکنم.
19 بهمن 1392

این روزهای پرنسس خانوم

تورا دختر خانوم مینامند.مضمونی که جذابیتش نفس گیر است....دنیای دخترانه تو نه با شمع و عروسک معنا پیدا میکند نه با اشک و افسون.اما تمام این ها را هم در بر میگیرد...تو نه ضعیفی و نه ناتوان چرا که خداوند تورا بدون خشونت و زور بازو میپسندد.اشک ریختن قدرت تو نیست قدرت روح لطیف توست.                                   پرنسس من این روزها خیلی شیرین شدی و منو بابایی روز به روز بیشتر عاشقت میشیم و یقین داریم شما نعمت الهی خونه مون هستی و هزاران بار خدارو بخاطر داشتنت شکرمیکنیم.انقدر کارای بامزه انجام میدی که تا جایی که ذهنم یاری کنه برات مینویسم تا وقتی بزرگ و ...
13 بهمن 1392

ششمین مروارید پرنسس

روجک مامانی امروز 92/11/5 ششمین دندونت ام جوونه زد....مبارکت باشه عزیزم .حالا شما 6 تا دندون داری عزیزم                                                                                                                 ...
5 بهمن 1392

پنجمین مروارید پرنسس

پرنسس من امشب 92/11/1 وقتی داشتی گریه میکردی با کمال تعجب دیدم دندون آسیاب شما از دندونای دیگه پیشی گرفته و جوونه زده  مبارکت باشه دخترم.منو بابایی ام وقتی دیدیم دندون شما اینجوری دراومده بردیمت  اولین چکاپ دندانپزشکی. خلاصه اخرش بدون منو بابایی خیلی عاشقتیم و قد آسمونا دوست داریم.همیشه برات بهترینهارو آرزو میکنیم                               ...
1 بهمن 1392

بابایی مهربون تولدت مبارک

دختر خوشگلم امروز 92/10/30 تولد بابایی بود و من و شما واسه بابایی کادو خریدیم.من کفش و از طرف شما یه بلوز خریدم واسه بابایی.انشالله بابایی همیشه سالم و تندرست باشه. بیا از همین جا به بابایی بگیم که خیلی خیلی دوسش داریم و عاشقشیم.                                     ...
30 دی 1392

بالاخره راه رفتی عزیزم

دخترم امشب بالاخره شما 3 قدم راه رفتی بدون کمک من.خیلی ذوق زده شدم عزیزم.برای راه رفتنت لحظه شماری میکنم که خوشگل راه بری...امیدوارم زودتر به طور کامل راه بری مامانی ...
28 دی 1392